پرواز آزاد.تابلوی ایستی نیست.جوانی آزاد

 
خارج از دستور
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۳:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ تیر ۱۳۸٩
 

اذان را گفتن و من هم می خواهم برم نماز

مدتی بود نماز نمی خواندم و برایم این سوال بود کجا خدا را گم کردم و هر روز و هر روز این سوال را از خودم می پرسیدم

بین دوستان هم خیلی ها مثل من شدند .

حالا سوالی که ایجاد می شه اینه در جامعه ای به نام اسلام چرا جوانان دارند از دین دور می شوند ؟!

هدف را به نظر گم نکرده ایم !

 

شهادت بانوی بزرگ اسلام خانم رینب را به همه دوستدارنشان تسلیت میگم


 
comment نظرات ()
 
 
100000 ریالی
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ تیر ۱۳۸٩
 

انگار شب بیداری های من پایانی نداره!

حرف امروزم مربوط به چاپ ١٠٠٠٠٠ ریالیه!

این مردم عامه کلی حال کردن رفتن بانک گرفتن و برای آقایون دست زدن

بابا هموطن عزیزم می دانی این یعنی چه!؟!

یعنی بدبختی ! یعنی بی ارزش شدن پول یعنی کدوم کشوری با وضعیت ما و منابع ما اسکناس رایج با واحد ١٠٠٠٠٠ میزنه؟!!

این آقایون انگار فکر نمی کنن به تورم به بدبختی این ملت

به بی ارزشی پول

به تجار

راستی به چی فکر می کنن؟


 
comment نظرات ()
 
 
دو کلمه با امامم
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ تیر ۱۳۸٩
 

آقا جونم دنیا دنیای بدی شده

این روزها همه چی از سنگ و آهنه آدما دلاشون و رو به کاغذ فروختن جایش کاغذ پاره می گیرن بهش می گن اسکناس!

نمی دانم تولدتونه باید از شادی بگم اما دلم می خواهد بگم می خواهم به خودمم بگم منم آن آدم قدیمی نیستم

منم نمی دانم کجا خودم را جا گذاشتم

قلبم مثل قدیم ها رئوف نیست

آقا به اسم شما اینجا سر می برن این جا سر یه وجب خاک از وقتی یادم میاد بین فلسطین و اسرائیل جنگ بوده این جا نام ها به دل حکومت می کنند

آقا دلم با خاک یکسان شده هیچم اما می دانم با نگاه شما می توانم همه چی بشم

دلم از آین ادم کوکی ها که خودمم جزوشونم گرفته کاش یه چاه داشتم علی جان

تولدت مبارک

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
ذهن آشفته من
نویسنده : nima ahadi - ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ تیر ۱۳۸٩
 

ذهنم پر است از کلمات نا گفته از عشق از دردد از سیاست از جامعه از همه چی می توان در ذهنم یافت

و من بی پروا  آن ها را قورت می دهم وای به روزی که لبریز شوم

روز پدر آرزوی داشتن پدر برای فرزندانی که پدرشان به جرم فریاد نیست

روز پدر ارزوی داشتن پدر برای کسانی که ٨ سال جنگیدن برای خاک وطن خارج از هرگونه سیاستی

سال پیش که می نوشتم اینجا قلمم زخم داشت امسال پس از این همه واقعه چگونه قلم را افسار بندم

من هرگز آدم سیاسی نبودم همیشه آدمی اجتماعی بودم

دردم درد های جامعه ای بوده که برایم عزیز و خاکش مقدس است .

مردمی که عاشقانه دوستشان دارم

کاش می شد این روزها برای فرزاندن بی پدر پدری کرد

مثل علی (ع) برای یتیم های کوفه چرا از دین  اینها را یاد نگرفتیم و فقط چوب و کتک دینداری در دست داریم

فرزندان شهدا دفاع از خاک

سرتان را بالا بگیرید ایران زنده است پدرانتان زنده اند


 
comment نظرات ()
 
 
میلاد امام علی
نویسنده : nima ahadi - ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ تیر ۱۳۸٩
 

میلاد آقایم علی (ع) مبارک

یا علی دردم دوا کن یا علی من را حاجت روا کن
آقا جون تولد مبارک دست همه ما خالیه هیچی نداریم کادو بدهیم

هیچ چیزی نداریم ...

آقا کادویم یه صلواته

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

ببخش آقا کوچیکم را

روز پدر به همه پدرها مبارک خدا پدر هرکی را که کنارش نیست بیامرزه


 
comment نظرات ()
 
 
عجب صبری دارد خدا
نویسنده : nima ahadi - ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸٩
 

عجب صبری خدا دارد !

 اگر من جای او بودم

همان یک لحظة اول .. که اول ظلم را می‌دیدم از مخلوق بی‌وجدان ،

جهان را با همه زیبایی و زشتی، به روی یکدگر ، ویرانه می‌کردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم ، که در همسایه صدها گرسنه ،

چند بزمی گرم عیش و نوش می‌دیدم ،

نخستین نعرة مستانه را خاموش آن دم  بر لب پیمانه می‌کردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم ، که می‌دیدم یکی عریان و لرزان

دیگری پوشیده از صد جامة رنگین، زمین و آسمان را

واژگون مستانه می‌کردم.

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم ، نه طاعت می‌پذیرفتم

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده

پاره پاره در کف زاهد نمایان سجدة صد نامه می‌کردم.

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم، برای خاطر تنها یکی

مجنون صحراگرد بی‌سامان هزاران لیلی نازآفرین را کو به کو

آواره و دیوانه می‌کردم.

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم، به عرش کبریایی با همه صبر خدایی

تا که می‌دیدم عزیز نابجایی ناز بر یک ناروا گردیده ، خواری می‌فروشد

گردش این چرخ را وارونه بی‌صبرانه می‌کردم.

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم ، که می‌دیدم مشوش عارف و عامی

ز برق فتنة این علم عالم‌سوز مردم‌کش ، به جز اندیشة عشق و وفا ،

معدوم هر فکری در این دنیای پرافسانه می‌کردم.

عجب صبری خدا دارد !

چرا من جای او باشم ؟!

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای زشتکاریهای این مخلوق را دارد

وگرنه من به جای او چو بودم ، یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می‌کردم

عجب صبری خدا دارد !
عجب صبری خدا دارد !


 
comment نظرات ()
 
 
بعد 2 سال
نویسنده : nima ahadi - ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ تیر ۱۳۸٩
 

فکر کنم ٢ سالی هست که اینجا نیامدم حسابی گرد گیری می خواهد تا دوباره ردیف شه!
به زودی بازم میام!


 
comment نظرات ()
 
 
چه بگویم...
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸
 

سال نو با پیام رئیس جمهور آمریکا شروع شد

پیامی که بازتاب رسانه ای زیادی نداشت

رئیس جمهور آمریکا تاکید بر درست کردن روابط و دوستی داشت یا حداقل در ظاهر اینجور بیان نمود

اما ما....

با چند هزار سال تمدن نتوانستیم درب گفتگو را باز کرده و از این فرصت استفاده کنیم در حالیکه با کلی شرط می خواستیم بگوییم آری

دسته ای از مردم از پشت سر شعار می دادند مرگ بر آمریکا

من نمی گویم تقصیر کیست

ولی می گویم مردم را از حکومت جدا کنید و به ملت ها احترام بگذارید


 
comment نظرات ()
 
 
تبریک سال نو
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸
 

درود

سال نو همه دوستان مبارک

تولدم که اسفند بود هم مبارک


 
comment نظرات ()
 
 
خبرگزاری یا دیکته نوشتن ؟کدام؟
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ دی ۱۳۸٧
 

نگاهم روی صفحات خبرگزاری ها می چرخد ...

انگار همه چی داخل کشور آرام است و تنها نگرانیمان غزه است و بس !

پس چرا دیروز پدر می گفت بازار کساد است ...

چرا دیروز مادرم از گرانتر شدن گوشت و لبنیات می گفت ...

چرا برادرم می گفت صادرات نمی توانیم بکنیم کالایمان را نمی خرند آخه ما تحریمیم...

چرا خواهرم از نا آرامی در بچه های دانشگاه می گوید ...

مگر اخبار آرامش را نشان نمی  داد ؟!!!

مگر خبرنگاران در این جامعه زندگی نمی کنند !!!

مگر آنها گوشت نمی خورند ؟!!

ماست و شیر مصرف نمی کنند ؟‌‌!!

مگر تا حالا دانشگاه نرفته اند ؟!!!

مگر ...

البته هستند کسانی که می گویندو در لفافه می گویند اما یادمان باشد برای عامه مردم می نویسیم


 
comment نظرات ()
 
 
حرفهای بر امده از دلی شکسته
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧
 

گاهی با خودم فکر می کنم دنیا چقدر کوچک است می دانم این وبلاگ جای حرفهای

ساده من نیست قرار بوده نقد کنه اما اینبار دوست دارم خودم را نقد کنم.

یه عمر گشتم و گشتم و گشتم با همه سختی ها با وجود اینکه می دانستو سختی

برای همه هست ایستادم می خواستم عاشقی کنم اما پرمو بد شکستند

باز گفتم عیبی نداره مرد اینجوری ساخته می شه الماس اینجوری شکل میگیره شاید

خودم را گول می زدم شایدم از امروز ان روزها امیدوارتر بودم

بگذریم ...

امروز شکستم خرد شدم من مغرور شد من داغون ولی الان حس می کنم هنوز روی پا ایستاده ام .

من هنوز ایرانیم

من هنوز ایرانی مسلمانم

من هنوز یک عاشق از دیار ایران با مذهب اسللامم

غم عشق را خوش است


 
comment نظرات ()
 
 
دلم خیلی هوای کربلا دارد
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٧
 


 
comment نظرات ()
 
 
آب بندی به همه چی!
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧
 

به مطالب قبلی وبلاگم که نگاه می کنم به مطلب آب بندی نمایشگاه کتاب می رسم ! 

امروز بازم آب بندی ولی اینبار نوبت وزارت ارشاد نیست بلکه نوبت وزارت آموزش و پرورش است.

از اول سال تحصیلی به دلایل گوناگون تعطیلی مدارس را اعلام کرده ! هر روز بین دو تعطیلی تعطیل!

خیلی کم تقویم تعطیلی داره ! به مدارس هم آب می بندند بعد خب معلمم به علت کمبود وقت باید به کتاب و درس آب ببنده بعد ...

آب بندی به همه جا سرایت کرده ...

آخه این تعطیلی برچه اساسی داده می شه ؟!!

یادمه دوره دانش آموزی ما ارزومون این بود که یه تعطیلی بخوره این دولت مهرورز چه مهری به این دانش آموزان می ورزه !!!!   

بابا یه مشت بی سواد تحویل جامعه ندید بعدا می گید چرا ما جهان سویم برید ببنید کجا جز ما اینهمه تعطیلی به عناوین گوناگون داره !

من فکر نمی کنم امام حسینم راضی باشه امام جهت آزدگی و پیشرفت جامعه مسلمین قیام کرد.

اصل جریان را رها کردیم چسبیدیم به ظاهرش

 


 
comment نظرات ()
 
 
محرم
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧
 

هر سال محرم یه جورایی دلم میگیره!! 

دیروز هیئت بیشتر دلم گرفت

بیشتر دنیای بی وفا و هول زدن آدما برای غذا و ...

بعضی ها اصلا حرمت آقا را نگه نمی دارند همه می گن غذا تبرکه ! خب آقا یه قاشقش بسته چرا ۴ تا ۴تا می گیری؟

قابلمه قابلمه از پشت هیئت میدن بیرون!

هر سال سر نذر خودم خیلی حواسم جمع بود...

امسال ولی توفیقشو نداشتم نکنه منم خطا کردم؟!!


 
comment نظرات ()
 
 
در. دل با امام حسین
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧
 

سلام امام حسین 

اینجا همه جا سیاه پوش عزاداری توست ولی می دانم در این موقع برای شما زمان خوبی بوده آخه شما با معبود عشق بازی می کردی !!! خونت هدیه بوده و بعد عروج عاشقانه !

آقا در حقیقت ما برای خودمون گریه می کنیم به حال خودمون گریه می کنیم  که تو را از دست دادیم برای ما که منتظر مهدی مولامونیم!!

دلم از عزاداری ها هم گرفته، شده چشم و همچشمی!!! اینا رسم علی (ع) را بلد نیستند به جایی که به یتیم بدند می دهند دارا ها بخورند تا بگن به به غذاش از فلان جا  هم بهتره !

حتی غذای بالا شهر پایین شهر دارند! اقا سر غذا دعواست !

فقط از قیام شما آقا اشک و آهشو بلدند !!! انگار نه انگار که این همه خون پاک برای جلوگیری از ظلم ریخته شده بود من آدمهایی زیادی را می شناسم که زیر آسمون این شهر بهشون ظلم می شه هنوز توی این شهر کوفیانی هستند که زیر عهدشون می زنند،هنوز هر سوز سر ادمهایی بریده می شه !!

آقا جون باران رحمتت را به دل های سیاه ما ببارون!!

کمک کن به جای ظاهر نمایی و ماست مالی ظاهری قلبا همه حسینی شیم !وقتی از مجلست میایم مثل حر متحول شویم !


 
comment نظرات ()
 
 
چرا کربلا بارون نیومد؟
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧
 

آسمون را ابرها در آغوش گرفتن از دیشب صدای اجازه نک انگشتی بارون را پنجره را

می شنوم

می خواهم داد بزنم بگه آسمون چرا؟!!صدای بارون غمم را زیادتر می کنه آخه آسمون چرا؟

چرا تو کربلا ابنجوری بارون نیومد چرا به جای اشک تو اشک امامم می آمد؟!!

چرا بارون نیومد تا ابوالفضل علی (ع) برای یه مشک آب دیده اس نشه پر خون

چرا بارون نیومد تا علی اصغر حسین(ع) نشه مهمون لبش تیر اون ملعون

چرا بارون نیومد تا حرف آخر دختر به بابا نشه آب

چرا بارون نیومد؟!!

آسمون چرا باروون نیومد ؟!!


 
comment نظرات ()
 
 
ما کدام طرف بودیم ؟!!
نویسنده : nima ahadi - ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧
 

محرم که می اید مراسم مختلفی برای سوگواری برپا میشه !! 

تو این مراسم ما اشک میریزیم و قاتلینو لعنت می کنیم !!!

تا حالا از خودت پرسیدی اگه ان زمان حضور داشتی کدام طرف بودی؟!!!

چرا از این همه آدم فقط 72 نفر با امام ماندند؟!!!

تا حالا فکر کردی یزید تحت عنوان حکومت اسلامی سر امام حسین را بالای نیزه برد؟!!

اسلام مگه چند وجه داشت ؟

یه حکومت اسلامی یه اسلام حسینی ؟!!!

متفکر

نه اسلام یکی بود! یکی به اسم اسلام ولس در بطن یک لجن و فساد و دیگری به اسم

اغتشاش گر یا قدرت طلب اما با حقیقت اسلام

واقعا اگر بودی می توانستی حقیقتو ببینی؟!!سوال


 
comment نظرات ()
 
 
من برگشتم
نویسنده : nima ahadi - ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧
 

درود:

١.شهادت سالار شهیدان امام حسین و یاران وفادرشان را تسلیت می گم.

2.خوشحالم برگشتم!

٣.


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : nima ahadi - ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ تیر ۱۳۸٦
 
آفتاب: به اعتقاد یک كارشناس مسائل اقتصادی افزایش نقدینگی وقتی با رشد تولید همراه نباشد، باعث كاهش ارزش پول و قدرت خرید عمومی می‌شود و به دنبال آن سبد خرید جامعه نیز تحلیل می‌رود. منشا این مسئله ورود پول قدرتمند به چرخه تولید است و این پول قدرتمند نیز به دلیل افزایش هزینه‌های دولت وارد چرخه اقتصاد كشور می‌شود.

محمود جامساز در تشریح این فرایند گفت: در اقتصاد ایران چند اتفاق ناگوار به صورت همزمان رخ داد. با وجود تاكید برنامه چهارم بر كاهش هزینه‌های جاری دولت، این رقم از 22 هزار میلیارد تومان در سال 83 به بیش از 40 هزار میلیارد تومان در سال 85 رسید و پیش‌بینی می‌شود به 50 هزار میلیارد تومان در پایان سال جاری برسد. منبع تامین این هزینه فروش نفت است از سوی دیگر باز هم علی‌رغم تاكید برنامه چهارم مبنی بر كاهش وابستگی بودجه دولت به نفت، عملكرد دولت از رشد این وابستگی خبر داده، چنانكه از 230 درصد در سال 84 به 275 درصد در سال 85 رسیده است.

وی گفت: طبیعی است كه بانك مركزی برای هزینه كردن این دلارها باید آنها را به ریال تبدیل كند. بنابراین دلارها را به جامعه عرضه می‌كند، ولی تنها مقداری از آنها خریداری می‌شود و به دلیل ثبات نرخ ارز، بانك مركزی نمی‌تواند برای ترغیب خریداران به خرید دلارها، آنها را ارزانتر از نرخ رسمی بفروشد، بنابراین مقدار زیادی از این حجم عمده را از محل ذخایر خودش می‌خرد و به جای آن اسكناس چاپ می‌كند و به دولت می‌دهد، لذا این اسكناس، پول پرقدرتی است كه از محل ارزش افزوده حاصل نشده است.

به گفته او این دلارها دارایی‌های خارجی بانك مركزی تلقی شده و باعث افزایش پایه پولی می‌شود و یكی از دلایل عمده بیكاری ناشی از همین سیاست‌های پولی و بانكی بانك مركزی است.

وی افزود: وقتی تولید با تورم مدام در قیمت مواد اولیه مواجه است طبیعتا قیمت نهایی افزایش یافته و بازده نهایی سرمایه نیز افت می‌كند و همین افت مانع سرمایه‌گذاری بیشتر می‌شود.

 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : nima ahadi - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٦
 

درود :

از این که یه مدتی غیب شده بودم جدا عذر خواهی می کنم آخه وقت امتحاناست دیگه !!!
راستی یه خبر ما با کمک بعضی از دوستان یه تشکل درباره پژوهش هایی نفتی می خواهیم بزنیم هر کی دوست داره با ما کار کنه و فعال حسابی به میل من یه ایمیل کوچولو بزنه .

nima_asheghe2000@yahoo.com

خوشحال میشم باهم کار کنیم .


 
comment نظرات ()